لسان الملك سپهر

2246

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

اذن آن جماعت تطوّعا « 1 » نتواند روزه گرفت . من انتهر صاحب بدعة ، آمنه اللّه يوم الفزع الاكبر . [ هر كه بدعت‌گزارى را توبيخ كند ، خداوند او را زينهار مىدهد در روز فزع بزرگ ] . حفّت الجنّة بالمكاره و حفّت النّار بالشّهوات [ بهشت با ناملايمات قرين است و جهنم با خواستنىها همراه است ] . وجبت محبّة اللّه على من اغضب فحلم . واجب مىگردد محبّت خداوند كسى را كه خشم خود فرو خورد ، و طريق حلم گيرد . بعثت بجوامع الكلم . يبعث النّاس يوم القيمة على نيّاتهم [ روز رستاخيز مردم را به كيفيت نيّت‌هايشان برانگيزند ] . رحم اللّه المتخلّلين من أمّتي في الوضوء و الطّعام [ خداوند از امّت من آنها را كه هنگام وضو و غذا مسواك مىكنند رحمت كند ] . أبى اللّه أن يرزق عبدا إلّا من حيث لا يعلم [ خدا روزى بندهء مؤمن خويش را از جائى كه نمىداند مىرساند ] . عجبت لغافل لا يغفل عنه [ عجب دارم از غافلى كه از او غافل نشوند ] . عجبت لمؤمّل ذنبا ، و الموت يطلبه . شگفت مىآيد مرا از آن كس كه آرزو مىكند معصيت خداى را ، و حال آنكه مرگ در طلب اوست . عجبت لضاحك ملاء فيه ، و لا يدرى ارضى اللّه ، [ عنه ] ام اسخطه ؟ شگفت مىآيد مرا از ضاحكى كه دهان خود را از خنده آكنده مىدارد ، و نمىداند خداى را خشنود مىسازد يا به خشم مىآورد ؟ يا عجبا كلّ العجب للمصدّق بدار الخلود ، و هو يسعى لدار الغرور [ سخت در عجبم از آنكه خانه جاويد را باور دارد و براى خانه غرور بكوشد ] . عجبا للمؤمن فو اللّه لا يقضى للمؤمن قضاء ، إلّا كان خيرا له [ كار مؤمن عجيب است به خدا كه خدا قضائى براى مؤمن مقرر ندارد مگر مايه خير او باشد ] . اقتربت السّاعة و لا يزداد النّاس على الدّنيا إلّا حرصا ، و لا تزداد منهم إلّا بعدا . قيامت نزديك شد و مردم را زيادت نمىشود الّا حرص بر دنيا ، و دورى از آخرت .

--> ( 1 ) . تطوع : عمل را به عنوان استحباب و تقرب انجام دادن .